هاني در حال مشاهده ي صحنه هاي اكشن
اصن اصن حوصله ندارم 
بعد از ظهر ٢٠ فروردین سال ٩١ من تهنای تهنا
بدون اینکه یه همبازی هم داشته باشم توی یه اتاق خالی بدون وسایل شکستنی بدردبخور که بشه دق دلیتو توش خالی کنی ؛ زندانی شدم 
مامانی میگه از بس وسط حیاط چرخیدمو و دنبال گربه ها دویدم دست و پاهام زخمی کردم ، دیگه نذاشت برم وسط حیاط بازی کنم 
با بی میلی تمام نشستم تلویزیون ببینم 



شانس من یهو از تلویزون کارتون مورد علاقم پخش شد

آخ جون میمون ...

چهره ی منو ببینید 
صحنه هاش واقعا هیجان داره 
این میمونه سعی داره از این ور دره بپره اون ور و موز بچینه !

هر وقت میمونه میپره منم باهاش میپرم 



اینم قیافه ی من موقع دیدن صحنه های اکشن 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



هاني در حال مشاهده ي صحنه هاي اكشن
